روزگار من شبیه کتری چوپان...
خسته ام، ناامیدم، ناراحتم، تنهام و دلم میخواد فرار کنم
از اینجا از خودم
از همه چی
دلم میخواد توی خواب غرق بشم
اما حتی اونم نمیشه
من بیش از حد مجاز خسته و غمگینم و بیش از حد مجاز این حس ها دارن منو ادامه میدن
نیاز دارم که از همه چی فرار کنم
پ. ن
تو که آمار زخمامو نداری...
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم آبان ۱۴۰۱ ساعت 21:10 توسط مسافر
|