دو روزه که پاکم و بهش پیام ندادم

اما همچنان میاد و استوری هامو چک میکنه و من باز وسوسه میشم که بهش پیام بدم و بگم باز فالوم کن اینجور اذیت میشی هی بخوای سرچ کنی و بیای استوری هامو چک کنی

ولی عوضش هی استوری های تیکه دارمیذارم که فقط اون معنیشو میفهمه(کاری که تا حالا تو عمرم نکرده بودم)

به نظر خودم کارام خنده داره

هی اسمشو تو سین استوری هام چک می کنم

هی همه جا رو چک می کنم ببینم پیام داده یا نه

با این که می دونم پیام نمیده و محکم تر از این حرفاست

احساساتم خنده داره

خودم خنده دارم

و بعد از این همه مدتی که فقط با منطق زندگیم رو گذروندم ، درک و هضم این همه احساس جدید برام سخت و طاقت فرساست

کنار اومدن باهاشون هم سخته واقعا

از پایان نامم هم موندم و حوصله هیچ کار جدیدی رو ندارم 

حس کتاب خوندن نیست

حس هیچی نیست

دلم می خواد فقط بشینم و زل بزنم به عکسش

این حجم از احساسات منطقیه یعنی؟

پ.ن

واقعا دلم میخواد بهش پیام بدم

2

احساس می کنم ازش تو ذهنم بت ساختم و وقتی با واقعیت اون آدم روبه رو شم حسابی از اون و از خودم که عاشق اون شدم ناامید میشم

3

کاش میشد یکم باهام حرف بزنه و این هیجان و این حجم احساسات درونیم فروکش کنه و با واقعیت اون آدم رو به رو بشم که بعدا یهویی افسرده و ناامید نشم

4

اونجوری به طور طبیعی پروسه این احساس هم طی می شد و پروندش بسته می شد

اما اون منطق منو درک نمی کنه و من منطق اونو

so

به اینجا رسیدیم فعلا