تقویم من یه چند سالی رو نداره...
احساس می کنم حجم سمی که روزانه وارد ریه ها و معدمون میشه خیلی کمتر از حجم سمیه که توی مغزمون فرو می کنن و توی مغزمون جریان پیدا می کنه
نه دلم می خواد اینجا بمونم نه دلم می خواد برگردم
نه پای ادامه دادن دارم نه پای برگشتن
افسردگی دوره ایم باز برگشته و حوصله خودمم ندارم حتی چه برسه به درس خوندن
حوصله نوشتن ندارم
درس خوندن نه فیلم دیدن نه بیرون رفتن نه خونه موندن نه
غذا پختن و خوردن نه
هیچی
حوصله هیجی رو ندارم رسما و از این زندگی خسته ام
پ.ن
حتی حوصله ندارم ادامه این نوشته رو بنویسم...
+ نوشته شده در دوشنبه ششم تیر ۱۴۰۱ ساعت 0:3 توسط مسافر
|