این دو سه هفته ی اخیر تا غذا می خورم حالت تهوع می گیرم

بعد که حالت تهوع تموم میشه یهو از درون خالی میشم

احساس گرسنگی نه

احساس خالی شدن

و فکر می کنم که شاید این خالی شدن رو بشه با غذا خوردن رفع کرد و این جای خالی رو با غذا پر کرد

برای همین رو میآرم به وعده ی بعدی و وعده ی بعد غذام رو می خورم

بی دلیل

بدون گرسنگی

و بازم خالی درونم پر نمیشه

جدیدا یه جا خوندم انگار این که همیشه به هم ریخته است اطرافت و نمی تونی مرتبش کنی یه سندرم و یه بیماریه

جالب بود

ولی بازم من علاقه ای به مرتب کردن اطرافم ندارم

و شاید این سندرم ناشی شده از وسواس بیش از حد اطرافیان باشه

نمی دونم

به هر حال فردا عیده و من هیچ حس جالب و جدیدی نسبت بهش ندارم

فقط دلم تنگه 

دلم گرفته

و مثل همیشه به صورت فعال و دائمی استرس دارم

روانپزشکم گفت آدم تنهایی از پس بعضی چیزا برنمیاد و باید به روانشناس هم مراجعه کنم از این به بعد

این خوبه

احتمالا می تونم یه سری از حرف های نگفتم رو بهش بگم و یه حجم قابل توجهی از قلب درد و استرسم کم میشه

شاید این مقدار از حالت تهوعی که این چند روز مداوم بهش دچار هستم هم به خاطر همین استرس باشه و کمتر بشه

امیدوارم

دوست دارم بلند شم و یکی دو تا شمع برای عید درست کنم

فعلا