دو تا پا دارم می خوام دو تای دیگه هم قرض بگیرم
خیلی زودرنج شدم؟
نمی دونم
نمی دونم چرا حتی
فقط می دونم دلم می خواد هر چه زود تر از اینجا به دورترین نقطه ی ممکن فرار کنم
یجایی که خواسته ها و آرزوهاشون ، آبرو و اعتبارشون دیگه روی دوش من سنگینی نکنه
خودم باشم و خواسته ها و آرزو های خودم
خودم باشم و آبرو و اعتبار خودم
خودم باشم و خیال راحت خودم
نیاز دارم از دستشون
از افکارشون
از تعصبات احمقانه و بی جاشون
از نگرانی های بی مورد و زیادشون فرار کنم
به دورترین جایی که میشه و میتونم
نیاز دارم به فرار
پ.ن
من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر
من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش
2
دقیقا بیت بالا حال و روز تمام عمر منه
3
نه من بلدم حرفمو بزنم
نه بقیه بلدن حرفمو گوش بدن
فقط میشنون و رد می شن
گاهی نمی شنون حتی
4
من گنگ خواب دیده ام
خواب نابودی قریب الوقوعشان، قریب الوقوعمان
من نمی توانم بگویم
آنها نمی توانند بشنوند
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۰ ساعت 15:47 توسط مسافر
|